جعفر شهرى باف

240

طهران قديم ( فارسى )

شكوفهء تازه به در طبيعت معتدل و قابض ، مسكن درد سر و غليان حرارت و مقوى دماغ و دل و معده اگر به صورت مربا درآمده باشد . مرباى شكوفهء به ، مقوى احشاء ( اندرون - معده ، اعم از روده و دستگاه گوارش ) و دل ( قلب ) و دماغ و فكر و سينه بوده ، رفع خفقان ( قلب‌گرفتگى ) گرم مىكند . ضماد شكوفه و جرم و برگ او كه كوبيده بر عضو ببندند جلوگيرى از پراكنده شدن فضول و چرك و فساد و ورم جراحت به اطراف آن مىكند . گذاشتن همين ضماد يعنى كوبيده به ، با برگ و شكوفه او بر پشت چشم ورم آن را فرو مينشاند . ضماد اين كوبيده بر اعضا و جراحت باعث جمع شدن و بهم آمدن آن مىكند . سائيده كرك روى به كه بگيرند و خشك كنند و بسايند بسيار قابض و پاشيدنش بر روى زخم ، بسرعت باعث بند آوردن خون جارى آن ميگردد و خوردن آن بسيار مضر حلق و ريه مىباشد ، در اين دستور كه در هر جهت بايد به ، را پاك كرده از كرك بخورند . خاكستر شاخه‌هاى نازك درخت به و برگهاى تازه روئيده او در همه افعال بهتر از توتيا و چون كاملا غبار مانند و عارى از هر كثافت و زائده باشد ، افشاندن مختصرى از آن در چشم خارش و سوزش و آب‌ريزش و ناراحتىهاى چشم را رفع مىكند . ( روغن به ) كه آب پخته و صاف‌كردهء او را با ربع آن روغن زيتون بجوشانند تا آب تمام شده روغن بماند . مفيد معالج و خارش و جرب ( سوداى ) آب‌دار و ماليدنش بر سر رفع شوره و سبوسه و دانه و جراحت سر مىكند . گرداندن همين روغن در دهان رفع زخم و جوش و درد دهان و زبان مىكند . ماليدن روغن به ، بر سر رافع دوار و سرگيجه و صداى سر مىباشد .